حاج ملا هادي السبزواري

438

شرح مثنوى

به انجام رسانند . ( ( 2892 ) ) يا رَب اَتمِم نورَنا فىِ السَّاهِرَه * وَانجِنا مِن مُفضِحاتٍ قاهِرَه ن 1183 15 - ك 395 2 ربّ اتمم : پروردگارا به كمال برسان نور دل ما را در ساهره ، در مقام بيدارى . و ساهره زمين محشر است . ولى بيدار حق - خاصه با تمكين و استقامت - در ما وراى آخرت است - چه جاى آخرت ؟ و انجنا : و نجات بده ما را از رسوا كننده هايى ، كه مظاهر قهر تواند ، از برازخ اعمال . ( ( 2898 ) ) ديد روى جز تو شد غُلِّ گلو * كُلُّ شَىءٍ ما سِوَى الله باطِلُ ن 1183 21 - ك 395 5 ديد روى جز تو : به كسر ديد ، به اضافه . ( ( 2899 ) ) باطلند و مىنمايندم رشد * ز آنكه باطل باطلان را مىكشد ن 1183 22 - ك 395 5 ز انكه باطل : يعنى آن چه منم و آن چه ممكن محض است - كه حكما ماهيّت گويند ، و عرفا تعيّن و عين ثابت - باطل است و سراب . ( ( 2902 ) ) چشم جذاب بتان زين كويها * مغز جويان از گلستان بويها ن 1184 3 - ك 395 7 چشم : به سكون ميم - نه به كسر . ( ( 2905 ) ) غالبى بر جاذبان اى مشترى * شايد ار درماندگان را واخرى ن 1184 6 - ك 395 8 اى مشترى : اشارت است به كريمهء * ( « إِنَّ الله اِشْتَرى 9 : 111 . . » ( 1 ) . ( ( 2909 ) ) وقت آن شد اى شه مكتوم سير * كز كرم ريشى بجنبانى بخير ن 1184 10 - ك 395 10 مكتوم سير : پنهان سير . چه در شبها سير نهانى داشت فضلًا و رحمةً . ( ( 2915 ) ) شاه را شرم از وى آمد روز بار * كه به شب بر روى شه بودش نظار ن 1184 16 - ك 395 13 روز بار : به كسر به اضافهء اوّل به دوم . و « بار » در لغت معانى بسيار دارد ، كه در فرهنگ و غيره

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 111 . .